تبليغاتX
نامه هایی از تیمارستان


 

دلمون هندونه

فکرمون هندونه

روحمون هندونه

با یه دستٍ سرنوشت٬ یکیشو بر داریم بسّه!!

 

پ.ن۱: بالایی(!) نمی دانم از کیست و از کجا آمده! 

پ.ن۲: پست قبلی را برداشتم.چون رسما داشت حالم به هم می خورد از این جنگ بی مورد.

لائو پرچم صلح بالا برد و منهم خب... از خدا خواسته!

پ.ن۳: رو به بهبودی ام ... تمامش تقصیر آن قرص های لعنتی بود(این هم فقط برای توجیح)!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 10:40  توسط بیمار لائوتسه  |